مجله تفر یحی آموزشی

پسری که یک سال نیم با دختر رابطه داشت و از او سوء استفاده میکرد Reviewed by Momizat on . مجله اینترنتی کافه 7 : دختر ٢٣ساله‌ای که مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود و قصد داشت با خود‌کشی به زندگی‌اش پایان دهد با پادرمیانی مادر یکی از دوستانش و کمک مشاور مجله اینترنتی کافه 7 : دختر ٢٣ساله‌ای که مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود و قصد داشت با خود‌کشی به زندگی‌اش پایان دهد با پادرمیانی مادر یکی از دوستانش و کمک مشاور Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » اخبار » اخبار حوادث » پسری که یک سال نیم با دختر رابطه داشت و از او سوء استفاده میکرد

پسری که یک سال نیم با دختر رابطه داشت و از او سوء استفاده میکرد

محبوب کن - فیس نما

مجله اینترنتی کافه ۷ : دختر ٢٣ساله‌ای که مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود و قصد داشت با خود‌کشی به زندگی‌اش پایان دهد با پادرمیانی مادر یکی از دوستانش و کمک مشاوران مرکز آرامش پلیس از خودکشی منصرف شد.

دختر ٢٣ساله پس از اینکه متوجه عشق دروغین و حرف‌های فریبنده دوست خیابانی‌اش شد، با نوشتن وصیت‌نامه خود تصمیم گرفت تا با خودکشی به زندگی‌اش پایان دهد اما خوشبختانه با هوشیاری یکی از دوستانش‌ این دختر جوان از سردرگمی و پوچی در زندگی نجات یافت و فرصتی دوباره برای جبران گذشته خود پیدا کرد.
در حالی دست مریم رو شد که دوستش برای گرفتن عکس سلفی، گوشی تلفن همراه او را گرفت. دوست این دختر جوان پس از گرفتن عکس در‌حالی‌که می‌خواست عکس را برای خودش در شبکه تلگرام ارسال کند، به طور اتفاقی نامه مریم به دوست پسرش را اشتباهی برای خودش فرستاد.

9f2389dcad474191930534a56d779148
با ارسال این نامه و متوجه شدن  تمام موضوع، دوست مریم مادرش را در جریان قرار داد و هر دو به بهانه احوال‌پرسی به خانه پدر مریم رفتند. این دختر جوان در مقابل حرف‌های مادر دوستش که معلم است، پرده از ماجرای شکست عشقی و ناامیدی شدیدش از زندگی و آینده خود برداشت.
همین گفته‌ها کافی بود تا مادر همکلاسی مریم موضوع را به کارشناس اجتماعی کلانتری‌٢۴ مشهد اعلام کند. با پیگیری‌های به عمل آمده این دختر جوان به مرکز مشاوره آرامش پلیس معرفی شد.
ترک تحصیل برای لج‌بازی با خانواده
مریم در مقابل مشاور مرکز آرامش با اشاره به داستان تلخ زندگی‌اش عنوان کرد: «به درس خواندن علاقه عجیبی داشتم و تا مدرک فوق‌دیپلم هم پیش رفتم. اما وقتی می‌خواستم برای لیسانس ادامه تحصیل بدهم، سر لج و لج‌بازی با پدر و مادرم ترک تحصیل کردم. پدرم اصرار داشت تا با پسر‌‌عمویم ازدواج کنم اما من هیچ علاقه‌ای به این پسر نداشتم و از طرفی می‌دانستم رابطه مادرم و زن عمویم شکرآب است و نمی‌خواستم درگیر یک سری اختلاف‌های قدیمی شوم تا اینکه در برابر اصرار پدرم و سماجت پسر‌عمویم مقاومت نشان دادم و خیلی جدی جواب نه دادم.»
دختر جوان گفت: «دغدغه و نگرانی پدرم درباره آینده من سبب شد احساس بدی همراه با ترس و وحشت از آینده پیدا کنم. من در شرکت یکی از آشنایان مشغول کار شدم تا کمی از مسائل خانه و سرکوفت‌های پدر و مادرم دور باشم. در این شرایط فریب پسر جوانی را خوردم که به محل کارم رفت‌و‌آمد داشت. او به من ابراز عشق و علاقه می‌کرد و از آینده‌ای رویایی حرف می‌زد. یک سال و نیم دل به وعده‌های دروغین او خوش کردم و حتی حدود ٨‌میلیون تومان پولی که از حقوق و پس‌انداز و طلاهایم جور کرده بودم، به او دادم تا یک خودروی پراید بخرد و بعد از ازدواجمان سرم را بالا بگیرم که شوهرم ماشین دارد، اما تمام آرزوهایم بر باد رفت. کسی که من به او دلباخته بودم به خواستگاری دختر خاله‌اش رفت.»
نامه به پسر کلاهبردار
مریم در‌حالی‌که گریه امان حرف زدن به او نمی‌داد، با صدایی لرزان ادامه داد: «این شکست عشقی و از طرفی از بین رفتن پس‌اندازم، سبب شد حس ناامیدی داشته باشم و تصمیم به خودکشی بگیرم. شانس آوردم دوستم نامه‌ام به آن پسر بی‌وفا را دید. به مرکز مشاوره که آمدم تازه فهمیدم چقدر اشتباه فکر می‌کردم و چقدر از مسائل اصلی و اساسی زندگی که هر دختری باید بداند غافل بوده‌ام. البته پدر و مادرم هم مرا دوست دارند و اگر منطقی با هم حرف می‌زدیم و از همدیگر چیزی را پنهان نمی‌کردیم، امروز دچار این مشکل نمی‌شدم

۱۵۲ total views, 2 views today

مطالب مرتبط

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا