مجله تفر یحی آموزشی

تازه ترین تصاویر اینستاگرام افسانه پاکرو تابستان ۹۴ Reviewed by Momizat on . تازه ترین تصاویر اینستاگرام افسانه پاکرو تابستان 94 امروز در سایت کافه سون.نت ببینید"تازه ترین تصاویر اینستاگرام افسانه پاکرو تابستان 94" این مطلب در بخش عکس با تازه ترین تصاویر اینستاگرام افسانه پاکرو تابستان 94 امروز در سایت کافه سون.نت ببینید"تازه ترین تصاویر اینستاگرام افسانه پاکرو تابستان 94" این مطلب در بخش عکس با Rating:
شما اینجا هستید: خانه » سرگرمی » عکس بازیگران » تازه ترین تصاویر اینستاگرام افسانه پاکرو تابستان ۹۴

تازه ترین تصاویر اینستاگرام افسانه پاکرو تابستان ۹۴

محبوب کن - فیس نما

تازه ترین تصاویر اینستاگرام افسانه پاکرو تابستان ۹۴

امروز در سایت کافه سون.نت ببینید”تازه ترین تصاویر اینستاگرام افسانه پاکرو تابستان ۹۴

این مطلب در بخش عکس بازیگران سایت کافه سون.نت گردآوری شده است:

عکس های جدید افسانه پاکرو

afsaneh2_cafeseven.net_

عکس اینستاگرام افسانه پاکروafsaneh2_cafeseven.net_2

جدیدترین عکس های اینستاگرام افسانه پاکرو ۲۰۱۵afsaneh2_cafeseven.net_3 afsaneh2_cafeseven.net_4 afsaneh2_cafeseven.net_5 afsaneh2_cafeseven.net_6 afsaneh2_cafeseven.net_7

او پس از گرفتن فوق دیپلم و گذراندن یک دوره کلاسهای استاد سمندریان برای بازی در فیلم محکومین بهشت در سال ۸۳ انتخاب شد و بعد از آن برای بازی در سریال رسم عاشقی دعوت شد و شهرت خود را در این سریال به دست آورد، از جمله فعالیتهای هنری اش عبارتند از: محکومین بهشت، پیدا و پنهان، رسم عاشقی، رؤیای خیس، محاکمه، زندگی شیرین، شیر و عسل و… افسانه در همه زمينه ها حتي بازيگري يك همراه دوست داشتني دارد. سعيده خواهر بزرگتر او كه فاصله سني آنها يك سال است. دو خواهر كه از نظر خودشان، دوقلو هستند. علاقمندي هايشان، فعاليت شان و حتي لباس هايشان هم شبيه هم است. جالب است كه دعاي تحويل سال اين دو خواهر هم يك چيز بود: «سلامتي و تندرستي». با اين دو خواهر دوست داشتني گپي خودماني زديم.

مصاحبه با افسانه پاکرو و خواهرش سعیده پاکرو

هميشه با هم بوديم افسانه: به دليل فاصله سني كمي كه داشتيم (يك سال) از بچگي مانند دوقلوها بوديم. لباس هايمان شبيه هم بود. حتي خاطرم است زماني كه سعيده به مهدكودك رفته بود اينقدر اصرار كردم تا من را هم زودتر از موعد به مهدكودك فرستادند. در اصل من دو سال مهدكودك رفتم. يك سال با سعيده، يك سال هم تنهايي. مدرسه هم كه با هم بوديم و دقيقاً تا اول دبيرستان. از آن جا به بعد راهمان تغيير كرد. من به هنرستان رفتم و گرافيك خواندم . سعيده: من هم تقريباً همين راه افسانه را رفتم. به هنرستان رفتم و كامپيوتر خواندم ولي در ادامه مانند افسانه هنر دغدغه ام شد و به سمت كارگرداني رفتم. حدود ۸ سال است كه عكاسي و فيلمسازي را در كنار هم تجربه مي كنم. حتي به افسانه كار بازيگري هم مي كنيم، البته در كارهاي خودم. پنج فيلم كوتاه ساخته ام كه افسانه در آن بازي كرده ولي دغدغه اصلي من ساختن يك فيلم بلند است. البته رشته هاي ورزشي ما هم يكي بود؛ شنا، تكواندو، ژيمناستيك و… .

چرا سعيده به سراغ بازيگري نيامد؟ افسانه: راستش سعيده را هر كي مي بيند فكر مي كند بازيگر است. اتفاقاً چندين بار پيشنهاد بازيگري هم داشته اما قبول نكرده است. احساس مي كنم به دليل سختي كاري كه من داشته ام او هم زده شد. در صورتي كه شايد اين فرصت را هر كس داشت به راحتي از دست نمي داد. من هم خيلي اصرار كردم. برادرم هم يكبار در يكي از سريال هاي تاريخي بازي كرد. آن موقع سن كمي داشت. وقتي كارگردان نوع ديالوگ گفتن را برايش توضيح داده بود، چون ديالوگ ها به سبك قديمي بود، گفت نمي توانم اين ديالوگ ها را بگويم. كار را رها كرده و آمده بود.(مي خندد) فكر مي كنم خانواده ام خيلي به اين كار علاقه ندارند. شايد چون محدوديت ها و سختي هاي من را ديده بودند، نخواستند وارد اين حرفه شوند. سعيده : افسانه درست مي گويد، پيشنهاد زياد داشتم. من دوست داشتم اما آن زمان اصلاً فرصت اين كار را نداشتم. آن موقع زياد دوست نداشتم ولي الان دوست دارم اين كار را به شكل حرفه اي ادامه بدهم. ولي خب الان ديگر پيشنهاد ندارم. البته كار فيلمسازي را بيشتر از بازيگري دوست دارم.

كفش هاي نو سفيد در راه مدرسه افسانه: لباس خريدن من و سعيده براي عيد، هم خودش داستاني داشت. هميشه هم لباس هايمان يك شكل بود. حتي خودمان به خياط طرح مي داديم. لباس عروسكي و… دوست داشتيم. خاطرم است اولين روزي كه بعد از تعطيلات مدرسه مي رفتيم كفش هاي نو سفيدمان از چند متري تابلو بود. سعيده: همانطور كه افسانه گفت، لباس هايمان را خودمان انتخاب مي كرديم. قديم خيلي مهم بود كه لباس نو بپوشيم. البته ما تولدهايمان هم همينطور بود. جشن مفصلي مي گرفتيم. مثلا ۱۰ سالمان كه بود تولد مي گرفتيم در حد عروسي. با مادرم نمايشگاه نقاشي مي گذارم افسانه: راستش را بخواهيد من خيلي دوست داشتم نمايشگاه نقاشي برگزار كنم. من دانشگاه نقاشي خواندم. خيلي دوست داشتم آثارم را در معرض ديد عموم بگذارم . اصلاً قبل از بازيگري، بيشترين علاقه ام نقاشي بود. ولي هميشه مشكلي پيش آمده كه نتوانستم اين كار را به سرانجام برسانم. از طرفي مادر من نقاش هستند. نقاش فوق العاده اي هم هستند. ايشان با اين كه تحصيلات آكادميك در زمينه نقاشي ندارند واقعاً عالي كار مي كنند و من كه رشته تحصيلي ام نقاشي بوده از ديدن آثار ايشان متعجب مي شوم. به نظرم استعداد مادرم در نقاشي بيشتر ذاتي است. ايشان حتي كلاس هم نرفته است. انشاءا… تصميم داريم به اتفاق مادرم نمايشگاه براي آثارمان ترتيب دهيم. سعيده: برعكس افسانه و مادرم من اصلاً در زمينه نقاشي استعداد ندارم. حتي نمي توانم يك خط ساده بكشم.

دوبرادر براي ازدواج افسانه: هر وقت حرف ازدواج پيش مي آيد، تصميم مي گيريم با دو برادر ازدواج كنيم كه مجبور نشويم از هم جدا شويم. (مي خندد) ولي تا الان خيلي به شكل جدي به ازدواج فكر نكرده ايم. جدا شدن از همديگر هم برايمان سخت بود. ولي كم كم بايد به اين قضيه جدي تر فكر كنيم. سعيده: موافقم. سريال هاي خوب ايام نوروز افسانه: آقاي فرهنگ براي سريال جشن تولد از من دعوت كردند. خيلي هم دوست داشتم با ايشان كار كنم. ولي از آن جايي كه كار در كاشان بود و فشرده انجام مي شد و اجازه رفت و آمد نداشتم، قبول نكردم. البته با تهيه كننده هم به توافق نرسيديم. در مورد كارهاي ديگر هم خيلي از كم و كيف آنها خبر ندارم. ولي مي دانم كه شبكه يك قرار است پايتخت ۲ را پخش كند. آقاي مقدم براي پايتخت ۱ از من دعوت كردند ولي قسمت نشد. مطمئنم اين كار هم خوب مي شود. اصلا آقاي مقدم هر كاري بسازند مورد استقبال قرار مي گيرد. شبكه ۳ هم قرار است سريال شماره ۱۱ را با كارگرداني سروش صحت و نويسندگي برادران قاسم خاني پخش كند. بي شك مي تواند كار خوب و پرمخاطبي شود. مانند سريال ساختمان پزشكان كه سال پيش پخش شد. بچه مثبت زماني كه مي خواستم وارد اين حرفه شوم پدرم تا اندازه اي مخالف بود. مانند همه پدرها دل نگران بود. متاسفانه هميشه به دنبال نام بازيگري حاشيه هايي هم بوده است. فكر مي كنم پدرم هم از اين قضيه نگران بودند، به خصوص اينكه من دختر بودم و حساسيت بيشتر بود. نمي توان درباره اين مسئله كلي صحبت كرد. فقط مي توانم درباره خودم بگويم كه چون در هر صنفي همه نوع آدمي ديده مي شود. پس نمي توان گفت كه همه اهالي سينما بد هستند. هيچكس هم مسئول رفتاري ديگري نيست. من مسئول رفتار خودم هستم. هميشه سعي كرده ام در همه مراحل زندگي، حتي پيش از اينكه به اين عرصه قدم بگذارم، رفتار مناسبي داشته باشم. حتي زماني كه وارد بازيگري شدم خودم را محدودتر كردم. خيلي هم خسته شدم. چون بارها شنيدم كه اين بچه مثبته و… ولي روي همه اين حرف ها چشم بستم. چون مي خواهم درست زندگي كنم. مامانمون ما رو نشناخت افسانه: چند سال پيش به اتفاق سعيده و دوستان مان رفتيم كيش. هوا گرم بود و ما هم دائم كنار دريا بوديم. وقتي برگشتيم آنقدر سياه شده بوديم كه مامانمان هم ما را نشناخت. فكر مي كنم ۱۲ سال پيش بود. ولي هيچ وقت چهره مادرم يادم نمي رود. مي گفت مثل سياه پوست ها شده ايد. سعيده:‌ يك بار براي مسابقه شنا به شهر ديگري رفتيم. يك ساك بستيم از خودمان بزرگتر. مسابقه داديم و منتظر بوديم كه پدر و مادرمان بيايند دنبال مان. من و افسانه كلي گريه كرديم. آن سفر براي من تلخ و در عين حال پرخاطره بود. خيلي دلمان تنگ شده بود. سعيده بازيگردان من است سعيده: ما هميشه در درباره نقش هايي كه به افسانه پيشنهاد مي شود صحبت مي كنيم و نقش هايي را كه قبول مي كند در خانه تمرين مي كنيم. افسانه: عوامل كار همه سعيده را مي شناسند. به نوعي بازيگردان كارهاي من است. هر دو هديه تهراني را دوست داريم سعيده: همه بازيگران خوب هستند، ولي در بين بازيگران خانم هديه تهراني را خيلي دوست دارم. از شخصيت ايشان خوشم مي آيد. خيلي دوست دارم افسانه با ايشان كار كند. افسانه: من هم ايشان را دوست دارم. سعيده: از بين بازيگران آقا، رضا كيانيان را دوست دارم. افسانه هم ايشان را دوست دارد. بازيگران مورد علاقه مان هم يكي هستند. (مي خندد) سفره هفت سين خوب بود اما خانه تكاني، هرگز! افسانه: هميشه به سفره هفت سين اهميت مي دادم. از بچگي «هفت سين» را دوست داشتم و به خصوص رنگ كردن تخم مرغ را. فكر مي كنم علاقه همه ما به دليل اهميت و علاقه مادرم بود. اگر نبود انگار يك چيزي كم داشتيم. ولي خانه تكاني نه. اصلاً مشاركت نمي كردم. فقط لباس خريدن را دوست داشتم و البته سفره هفت سين. البته الان ديگر لباس خريدن هم برايم به اندازه آن سال ها جذاب نيست. ولي نظرم درباره خانه تكاني تغيير نمي كند. منبع: زندگي ايراني

افسانه پاکرو

۲,۰۳۳ total views, 1 views today

مطالب مرتبط

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا