مجله تفر یحی آموزشی

حادثه عاشورا چرا در کربلا اتفاق افتاد؟ Reviewed by Momizat on . حادثه عاشورا چرا در کربلا اتفاق افتاد؟ دليل اصلي حركت امام حسين (عليه السلام) به طرف كربلا و اتفاق افتادن اين حادثه در كربلا اين بود كه از سوي خداوند و جد بزرگو حادثه عاشورا چرا در کربلا اتفاق افتاد؟ دليل اصلي حركت امام حسين (عليه السلام) به طرف كربلا و اتفاق افتادن اين حادثه در كربلا اين بود كه از سوي خداوند و جد بزرگو Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » گوناگون » دینی و مذهبی » حادثه عاشورا چرا در کربلا اتفاق افتاد؟

حادثه عاشورا چرا در کربلا اتفاق افتاد؟

محبوب کن - فیس نما

حادثه عاشورا چرا در کربلا اتفاق افتاد؟

2222

دليل اصلي حركت امام حسين (عليه السلام) به طرف كربلا و اتفاق افتادن اين حادثه در كربلا اين بود كه از سوي خداوند و جد بزرگوارش دستور مستقيم داشت كه به سوي كربلا حركت نمايد و در عالم رؤيا نيز جدّش بشارت شهادت در كربلا را به او داده بود،كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت.
هرچند كه در ظاهر اين گونه بود كه امام حسين ـ عليه السلام ـ به جهت دعوت مردم كوفه، به سوي اين شهر مي آمد و حالت نظامي به خود نگرفته بود و نيروي كافي تهيه نكرده بود، جنگي كه در كربلا رخ داد فقط براي دفاع از خويش و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بود.اين فاجعه آنگاه آغاز شد كه دشمنان آن حضرت راه را بر او گرفتند، حرّ گفت من از سوي امير مأمورم هر كجا با شما ملاقات كردم، از شما جدا نشوم و شما را براي بيعت به سوي كوفه ببرم. بديهي است كه امام بيعت را نمي پذيرد و حرّ هم نمي گذارد كه امام به جاي ديگر مخصوصا كوفه حركت كند، لذا امام مجبور شد مسير خود به طرف كوفه را تغيير داده در كربلا فرود آيد) . شيخ مفيد، الارشاد، مؤسسه آل البيت ـ عليهم السلام ـ ج ۲، ص ۸۰٫ سيد محمد صحفي: ترجمه لهوف، زندگاني اباعبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ ، دفتر انتشارات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ص ۷۵). و اين دليل اصلي حضور امام در كربلا بوده است.
علاوه بر اين، امام حسين ـ عليه السلام ـ از جانب خداوند و جد بزرگوارش دستور مستقيم داشت كه به سوي «عراق» (كربلا) حركت نمايد و لذا هنگاميكه مي خواست از مكه حركت كند برادرش «محمد حنفيه» مهار شتر او را گرفت و گفت مگر تو به من وعده نداده بودي كه در باره سخن من، مبني بر انصراف از عزيمت به عراق، تأمل كني؟. فرمود: بلي. پرسيد: پس براي چه در رفتن شتاب مي كني؟ امام حسين ـ عليه السلام ـ فرمود: پس از رفتن تو رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را در خواب ديدم كه به من فرمود: «يا حسين اُخرج الي العراق فَاِنّ الله قد شاء ان يراك قتيلا». يعني:«اي حسين برو به سوي عراق، زيرا خدا خواسته، ترا كشته ببيند». محمد بن حنفيه گفت: «انا لله و انا اليه راجعون.» اكنون كه براي كشته شدن مي روي، اين زنها را براي چه با خود مي بري؟ فرمود: رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به من فرمود: خداوند مي خواهد اين زنان را اسير ببيند. محمد بن حنفيه با ناراحتي وداع كرد و رفت؛

امام حسين ـ عليه السلام ـ در ظاهر بر اساس نامه هاي مردم كوفه، كه از ايشان براي رهبري دعوت به عمل آورده بودند، بسوي كوفه و كربلا حركت كرد؛ و پاسخي به اين مضمون براي سران كوفه نوشت: «هاني» و «سعيد» آخرين فرستادگاني بوديد كه نامه هاي شما را براي من آوردند. به من نوشته ايد نزد ما بيا كه رهبري نداريم؛ شايد با آمدن شما به راه راست برويم و حق را به دست آوريم، من پسر عمويم را كه به او اعتماد دارم، نزد شما مي فرستم تا مرا از حال شما و آنچه در شهر شما مي گذرد خبر دهد. اگر به من نوشت سران و خردمندان شما با آن چه در نامه هايتان نوشته ايد، همداستانند ، نزد شما خواهم آمد. به جان خود سوگند امام كسي است كه به حكم قرآن رفتار كند و عدالت را رعايت نمايد و حق را بپا دارد و خدا را برخود ناظر بداند). دكتر سيد جعفر شهيدي، پس از پنجاه سال پژوهش پيرامون قيام امام حسين ـ عليه السلام ـ ، دفتر نشر فرهنگ اسلام، ص ۱۳۶۵، ص ۱۱۶).
امام حسين ـ عليه السلام ـ در ظاهر، اگرچه براي امارت(حكومت) كوفه، از مكه بيرون آمد به جهت آنكه اهل كوفه دوازده هزار نامه به آن حضرت نوشتند مبني بر اين كه بيا به سوي ما درختان ما ميوه بار آورده و صحراهاي ما سبز شده ، و به حسب ظاهر اين دعوت ها سبب بيرون رفتنش بود، ولي در باطن خود مي دانست كه با امر به معروف و نهي از منكر عملي شهيد مي شود؛ چنانچه به ام سلمه و محمد بن حنفيه و ديگران خبر داد، پس مشيّت خدا تعلق گرفته بود به اينكه (در كربلا) كشته شود؛ والا پس از آنكه خبر شهادت «مسلم بن عقيل» و يا «قيس بن مسهر»به آن سرور رسيد از راه كوفه و كربلا برمي گشت.
البته بايد اين را هم توجه داشت كه سرزمين كربلا بسيار قبل از آنكه امام حسين(عليه السلام) به آنجا بيايد از طرف خداوند براي اين امر مشخص شده بود و اين از رواياتي كه به ما رسيده است معلوم مي شود كه به چند نمونه آن اشاره مي شود:

مرحوم شوشتري مي نويسد : ورود به زمين كربلا باعث حزن و رقت است چنانكه نسبت به جميع انبياء واقع شد چون روايت شده كه همه پيامبران به زيارت كربلا توفيق يافته اند، مرحوم شوشتري سپس به حديثي از بحار الانوار تمسك كرده مي نويسد: همه انبياء زيارت نمودند آن مقام شريف را و در آن توقف كرده گفتند : اي زمين تو مكاني پر خير هستي در تو دفن خواهد شد ماه تابان امامت. (بحارالانوار، ج۴۴/ص ۳۰۱، ح ۱۰).

هر يك از پيامبران كه وارد كربلا مي شدند صدمه اي بر ايشان وارد مي شد دلتنگ مهموم گشته از خداوند سبب آن را سؤال مي نمودند خداوند وحي مي فرمود كه اين زمين كربلاست و در آن حضرت حسين عليه السلام شهيد خواهد شد . (بحارالانوار‍ ج۴۴ /ص۲۴۲تا ۲۴۴).

چون اهل بيت وارد كربلا شدند ام كلثوم عرض كرد : اي برادر اين باديه هولناكي است كه از آن خوف عظيم بر دلم جا گرفته ؟! حضرت امام حسين عليه السلام فرمود: بدانيد كه من در وقت عزيمت از صفين با پدرم امير المومنين عليه السلام وارد اين زمين شديم . پدرم فرود آمده، ساعتي در خواب رفت و من بر بالين او نشسته بودم ناگاه پدرم مشوش از خواب بيدار شد و زار زار مي گريست . برادرم سبب آنرا پرسيد فرمودند :‌در خواب ديدم كه اين صحرا دريايي پر از خون بود و حسين من در ميان آن دريا افتاده دست و پا مي زند و كسي به فرياد او نمي رسيد .

پس رو به من كرده فرمود:‌( اي حسين چگونه خواهي بود هرگاه براي تو در اين زمين چنين واقعه اي رو دهد ؟ گفتم: صبر مي كنم و بجز صبر چاره اي ندارم .(مهيج الاحزان ،ص ۶۵ ؛معالي السبطين، ج۱، ص۱۷۵ ؛اشك روان، ص۲۱۰).

۹۳ total views, 1 views today

مطالب مرتبط

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا