مجله تفر یحی آموزشی

علت حوادث محرم از زبان شیرین امام حسین (ع) Reviewed by Momizat on . مجله اینترنتی کافه 7 : روزها همچنان از پی هم می‌گذرند و دوباره محرم با آن حال و هوای سحرانگیزش از راه می‌رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می‌رسد و نوای «یاحسین مجله اینترنتی کافه 7 : روزها همچنان از پی هم می‌گذرند و دوباره محرم با آن حال و هوای سحرانگیزش از راه می‌رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می‌رسد و نوای «یاحسین Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » گوناگون » علت حوادث محرم از زبان شیرین امام حسین (ع)

علت حوادث محرم از زبان شیرین امام حسین (ع)

محبوب کن - فیس نما

مجله اینترنتی کافه ۷ : روزها همچنان از پی هم می‌گذرند و دوباره محرم با آن حال و هوای سحرانگیزش از راه می‌رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می‌رسد و نوای «یاحسین»گوش جان را نوازش می‌دهد.
عاشورا نه یک حادثه که یک فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب که نقش حیاتى را در استحکام ریشه‌ها، رویش شاخه‌ها و رشد بار و برهاى آن ایفا کرده است. درباره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشته‏اند. اما شنیدن دلایل این قیام بزرگ، از زبان خود امام، شیرینی و حلاوت و بصیرت فراوانی، به دل‌وجان می‌بخشد.
۱ـ امام حسين(ع) در مكه ضمن يادآوري وظيفه سنگين و تكليف خطير علما و بزرگان شهرها درباره پاسداري از كيان دين و اعتقادات مسلمانان و پيامدهاي سكوت در برابر جنايات امويان، از خاموشي آنان در برابر سياست‎هاي دين‌ستيزانه حاكمان اُموي انتقاد كرده و هرگونه همراهي و سازش با آنان را گناه نابخشودني دانستند‎.

picture-muharram-1-mihangram-com-2

۲- ضمن وصیت‌نامه‌ای كه هنگام خروج از مدينه و در زمان وداع با برادرش محمّد بن‌حنفيّه براي وي نوشت، هدف از حركت خويش را چنين بازگو كرد:
من نه از روي سرمستي و گستاخي و نه براي فساد و ستمگری حرکت کردم‎، بلكه تنها براي طلب اصلاح در امّت جدم حرکت کردم. مي‎خواهم امربه‌معروف و نهي از منكر كنم و به سيره جدم و پدرم علي بن ابی‌طالب عمل كنم‎.

۳- حضرت در نامه‎اي كه در زمان اقامت خويش در مکه در پاسخ دعوت به نامه‎هاي اشراف و بزرگان كوفه مبني برآمدن به كوفه، نوشتند، فلسفه قيام خود را چنين بيان فرمودند:
به جانم سوگند، پيشوا كسي است كه به كتاب خدا عمل كند، عدل و داد را محقق سازد، معتقد به حقّ باشد، خود را به آنچه درراه خدا هست پايدار بدارد‎.

۴- حسين بن علی در نامه‎اي كه ضمن آن از بزرگان بصره دعوت به همياري و همراهي با وي كرده است، علّت و هدف از نهضت خويش را چنين بيان مي‎كند:
من شمارا به كتاب خدا و سنّت پيامبرش مي‎خوانم‎. همانا سنّت پيامبر(ص) از بين رفته است و بدعت زنده شده است‎.
و در جواب عبدالله بن مطیع مي‏فرمايد‎:
كوفيان به من نامه نوشته و از من خواسته‎اند به نزدشان بروم‎، چون اميدوارند (كه با رهبري من) نشانه‌‎هاي حقّ زنده و بد‎عت‎ها نابود شود‎.
و نيز در نامه‎اي كه به شيعيان بصره نوشتند، فرمودند:
من شمارا به زنده كردن نشانه‌های حقّ و نابود كردن بدعت‎ها مي‎خوانم.

۵- ابا‎عبدالله در خطبه‌ای كه پس از برخورد با حرّ بن‌يزيد رِياحي در منزل «بَيْضَه» ايراد فرمودند، انگيزه قيام خود را با استناد به فرمايش پيامبر ـ ص ـ، چنين بيان كردند‎:
اي مردم! رسول خدا(ص) فرمودند: كسي كه فرمانرواي ستمگري را ببيند كه حرام خدا را حلال كرده و پيمان الهي را شكسته و با سنّت رسول خدا ـ ص ـ مخالفت ورزيده در ميان بندگان خدا با گناه و تجاوزگري رفتار مي‎كند، ولي در برابر او با كردار و گفتار خود برنخيزد، بر خدا است كه او را در جايگاه (عذاب‌آور) آن ستمگر قرار دهد. ‎هان اي مردم‎! بدانيد كه اين‎ها تن به فرمان‌بری از شيطان داده‎ و اطاعت از فرمان الهي را رها كرده‎ و فساد را نمايان ساخته و حدود خدا را تعطيل نموده‎اند، درآمدهاي عمومي (بیت‌المال) مسلمانان را به خود اختصاص داده‎اند و حرام خدا را حلال و حلا‎لش را حرام كرده‎اند ‎و من شايسته‎ترين فرد براي تغيير دادن (سرنوشت و امور مسلمانان) هستم.

۶- ایشان در منزل «ذوحُسَم» در توجيه حركت خويش چنين فرمودند:
آيا نمي‎بينيد كه به حقّ عمل نمي‎شود و از باطل بازداشته نمي‎شود؟ (در چنين شرايطي) بايد مؤمن، به حقّ خواهان ديدار خدا باشد‎. من چنين مرگي را جز شهادت و زندگي با ظالمان را جز ننگ و خواري نمي‎بينم‎.

امام(ع) درباره ذلت ناپذیری خود به‌عنوان هدف ديگر از قيام خويش، بيانات ديگري نيز دارد، ازجمله در مقابل پيشنهاد عبيدالله كه حضرت را بين كشته شدن و بين بيعت كردن با يزيد مخيّر كرده بود، مي‎فرمايد:
«… هيهاتَ مِنَّا الذِلّه يأبي اللهُ ذلكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ المؤمنُونَ …»
از ما دور باد كه پستي را پيشه خود كنيم، (چراکه) خدا و رسول او از آن ابا دارند.

و نيز در جاي ديگر فرمود: به خدا سوگند، من دستم را (به نشانه بيعت) همانند شخص خوار به آنان (پيروان يزيد) نمي‎دهم و همانند فرار بردگان، فرار نمي‎كنم.
و باز فرمود: مرگ در عزت، بهتر از زندگي در ذلّت است.

همگان پس از شناخت ابعاد آن موظف‏ اند خود و جامعه خود را با آن مقایسه و از آن درس و عبرت بیاموزند.

مهدی کرمی

۱۱۸ total views, 1 views today

مطالب مرتبط

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا