مجله تفر یحی آموزشی

عشق خارج رفتن , ازدواج زوری و ثروت پدرم باعث شد خودکشی کنم Reviewed by Momizat on . به گزارش مجله اینترنتی کافه 7 : برای زنده ماندنش حاضر بودند همه كار بكنند ناخداگاه از خداوند بزرگ طلب عمر دوباره كرد و انگار اطرافیان هم متوجه پشیمانی او شدند و به گزارش مجله اینترنتی کافه 7 : برای زنده ماندنش حاضر بودند همه كار بكنند ناخداگاه از خداوند بزرگ طلب عمر دوباره كرد و انگار اطرافیان هم متوجه پشیمانی او شدند و Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » آرایش و زیبایی » عشق خارج رفتن , ازدواج زوری و ثروت پدرم باعث شد خودکشی کنم

عشق خارج رفتن , ازدواج زوری و ثروت پدرم باعث شد خودکشی کنم

محبوب کن - فیس نما

به گزارش مجله اینترنتی کافه ۷ : برای زنده ماندنش حاضر بودند همه كار بكنند ناخداگاه از خداوند بزرگ طلب عمر دوباره كرد و انگار اطرافیان هم متوجه پشیمانی او شدند و آن ها نیز عاجزانه از خدا خواستند كه گوشه چشمی به این نو عروس كند.

عشق خارج رفتن , ازدواج زوری و ثروت پدرم باعث شد خودکشی کنم

از آنجایی كه لطف بیكران حضرت حق شامل حالش شده بود از مرگ حتمی نجات پیدا كرد و با اقدام به موقع كادر بیمارستان معده او را كه حدود ۴۰ عد دقرص خورده بود،شستشو دادند.

مریم درحالی كه نای صحبت كردن نداشت گفت پسر عمویم را نمی خواستم و به علت اینكه تك فرزند بودم و پدرم هم بسیار ثروتمند بود و از آنجایی كه دلش نمی خواست سرمایه ی یك عمر زندگی اش به جیب افراد غریبه برود با همكاری عمویم به زور مرا به عقد پسر عمویم درآورند.

697465_904
عشق خارج رفتن , ازدواج زوری و ثروت پدرم باعث شد خودکشی کنم

از همان ابتدای عقدم به پسر عمویم گفته بودم كه هیچگونه علاقه ای برای ازدواج با تو ندارم و اگر دسیسه پدر و عمویم نبود هیچگاه به عقدت در نمی آمدم.

در واقع با این حرفهایم  می خواستم كه طلاقم بدهد و از نظر آزادی درویزا گرفتن و رفتن به خارج از كشور  مشكلی نداشته باشم. پسر عمویم واقعا به من علاقه داشت و با اینكه این حرف ها را به او زده بودم ولی با مهر و محبتی كه هر روز بیشتر می شد، می خواست دل مرا به دست آورد.
ولی مرغ من یك پا داشت و می خواستم خارج از كشور بروم و ادامه تحصیل بدهم و شاید هم برای همیشه آنجا بمانم.

از آنجایی كه من تنها وارث ثروت هنگفت پدرم بودم اجازه نمی داد كه من از جلوی چشمانش تكان بخورم و هر چه التماسش می كردم فایده نداشت . پدر وعمویم برای اینكه حال و هوای ادامه تحصیل در خارج از كشور از سر من بیفتد بساط عروسی را در یك چشم به هم زدن مهیا كردند ومن هم برای اینكه اعتراضم را نسبت به این قضیه نشان دهم ۴۰عدد قرص را برداشتم ودر یك لیوان حل كرده وآن را سر كشیدم.

در این وسط تنها شانسی كه آوردم این بود كه درب اتاقم نیمه باز بود و مادرم متوجه حالت تهوع و سرگیجه ام شد و فورا مرا به بیمارستان رساندند.

مریم گفت واقعا ساده گی كردم و اصلا باورم نمی شود منی كه انقدر شور و شوق زندگی داشتم و دارم، این كار را كرده باشم. واقعا از تمام وجودم از خدا استمداد گرفتم و به درگاهش توبه كردم.

الان متوجه می شوم كه زندگی و فرصت زندگی كردن یعنی چه و خدا را شكر می كنم كه فرصت مجدد به من عطا كرد و مطمئنا به جبران این لطف دیدگاه  وسبك زندگی ام را عوض خواهم كرد.

عشق خارج رفتن , ازدواج زوری و ثروت پدرم باعث شد خودکشی کنم

۱۲۸ total views, 2 views today

مطالب مرتبط

ارسال یک دیدگاه

بازگشت به بالا